شما دینتون را فروختید و ما خریدیم.

b03a0f2f5d94.jpg

بانوی محجبه ای در یکی از سوپرمارکت‌های زنجیره‌ای در فرانسه

خرید می‌کرد؛ خریدش که تموم شد برای پرداخت رفت پشت صندوق.

صندق‌دار یک خانم بی‌حجاب و اصالتاً عرب بود. 

صندوق‌دار نگاهی از روی تمسخر بهش انداخت و همینطور که داشت

بارکد اجناس را می‌گرفت اجناس او را با حالتی متکبرانه به گوشه میز می‌انداخت.

اما خانم باحجاب ما که روبنده بر چهره داشت خونسرد بود و چیزی

نمی‌گفت و این باعث می‌شد صندوقدار بیشتر عصبانی بشه ! 

بالاخره صندوق‌دار طاقت نیاورد و گفت: «ما اینجا توی فرانسه خودمون

هزار تا مشکل و بحران داریم این نقابی که تو روی صورتت داری یکی

از همین مشکلاته که عاملش تو و امثال تو هستید! ما اینجا اومدیم برای

زندگی و کار نه برای به نمایش گذاشتن دین و تاریخ! اگه می‌خوای دینت

رو نمایش بدی یا روبنده به صورت بزنی برو به کشور خودت و هر جور

می‌خوای زندگی کن!» 

خانم محجبه اجناسی رو که خریده بود توی نایلون گذاشت،

نگاهی به صندق‌دار کرد

 روبنده را از چهره برداشت و در پاسخ خانم صندوق‌دار که از دیدن

چهره اروپایی و چشمان رنگین او جا خورده بود گفت:  

من جد اندر جد فرانسوی هستماین دین من است.اینجا وطنم

شما دینتون را فروختید و ما خریدیم.